الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
27
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ؛ بعد از اين تذكر با ظالمين در يك جا ننشين ، نازل شد . مسلمانان گفتند : اگر مشركان دائما قرآن را مسخره كنند ، ما آنها را ترك مىكنيم و ديگر داخل مسجد الحرام نمىشويم و طواف به جاى نمىآوريم ؟ ! اما قرآن فرمود : « وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ » ؛ چيزى از حساب آنها به عهدهء پرهيزگاران نيست ، ولى براى يادآورى پرهيزگارى پيشه كنند . ( 1 ) در اين آيه به آنها دستور مىدهد تا جايى كه قدرت دارند ، به بيدار كردن و راهنمايى مردم بپردازند . سپس از بلخى نقل مىكند كه گفت : اين در اوّل اسلام و مخصوص نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود و مؤمنين با اين آيهء شريفه ترخيص شده بودند : « وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ » ؛ و هنگامى كه تعداد مسلمانان زياد شد ، اين روش با اين آيه نسخ شد : « فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ » « 1 » ؛ با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازيد و گرنه شما هم مانند آنها هستيد . و خداوند مىفرمايد : « وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » « 2 » ؛ به آنها كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد مبادا آنها از روى دشمنى و جهالت خدا را دشنام دهند ، بدين گونه كردار هر گروه را بياراستم . آنگاه بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است و او آنها را از كردارشان باخبر مىكند . ( 2 ) قمى در تفسيرش با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : مؤمنان الهههاى مشركان را سبّ مىكردند و مشركان هم خداى مؤمنان را سب مىكردند . پس خداوند مؤمنان را از سبّ الهههاى مشركان نهى كرد تا كفار خدايان مؤمنان را سبّ نكنند . « 3 » ( 3 ) طبرسى از ابن عباس اين مطلب را اضافه مىكند كه مشركان به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفتند : اى محمد ! از سبّ آلهههاى ما دست بردار يا اين كه به خداى تو دشنام مىدهيم . پس اين آيه نازل شد : « وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ » « 4 » . در اين سوره آمده است : « وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ » « 5 » ؛ سوگندهاى سختى به خدا ياد كردند كه اگر
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 489 و سيوطى در اين مورد دو خبر از ابن عباس و ابن جريح در الدر المنثور نقل كرده است . ( 2 ) . انعام ( 6 ) ، 108 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 213 و التبيان ، ج 4 ، ص 232 از حسن بصرى و اسباب النزول ، ص 148 . ( 4 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 537 و در تبيان از حسن بصرى كه آن را از ابن عباس گرفته است . ( 5 ) . انعام ( 6 ) ، 109 - 111 .